خانه / روزنوشت

روزنوشت

یادگیری مبانی برنامه نویسی

تقریباً از وقتی‌که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، نقشه یادگیری زبان‌های برنامه‌نویسی را کشیدم؛ اما این کار را حالا، بعد از بیش از ده سال از فارغ‌التحصیلی‌ام شروع کرده‌ام. البته دانلود درس رایگان ِ مبانی برنامه‌نویسی از سایت فرادرس، اگر به‌عنوان اولین گام به‌حساب آید، تقریباً یک سال زودتر انجام شده …

ادامه مطلب »

خانه پدری

برای اینکه در خانه پدریم باشم، کنار مامان و بابا و خواهرهایم، تنگ شده بود. امشب امدم اینجا، بدون همسر. از سر کار، به جای رفتن به خانه، سر ماشین را بسمت تهران کج کردم. اتوبان خلوت بود اما تهران شلوغ و پر ترافیک. باران هم می بارید. هوا هم …

ادامه مطلب »

صبر

گاهی تنها می توانی نظاره گر ِ حادثه ای باشی که برایت اتفاق افتاده. و شاید آرزو کنی که ای کاش زمان به عقب بر می گشت و می توانستی جلویِ حادثه را بگیری. اما .. هیچ اتفاقی راه ِ برگشتی ندارد. و ما مجبوریم که تحمل کردن را یاد بگیریم. تنها …

ادامه مطلب »

نوازش نگاه عاشقانه

تن‌ام زیر نوازش نگاه عاشقانه تو تب می‌کند و حرکات سرانگشت مژگان تو مرا بی‌تاب‌تر می‌کند وقت ملاقات من و تو حتی میانه دی‌ماه ظهر داغ مردادست که تن‌ات تن مرا بارور می‌کند   فائز احیا ۱۲ اسپندماه ۱۳۹۳

ادامه مطلب »

باغ خاطره

برگشتم به باغ خاطره، به عمارت رویا. پنجاه روز قبل آنجا بودیم. درست روز نه دی. روز خاصی بود برایمان. تماس گرفته بودم، و گفته بودند که ده صبح بیا. و من ده صبح هنوز در خانه بودم. گفتم پیاده میروم، یا میرسم و یا ناکام بر می گردم.‌ دم …

ادامه مطلب »